۱۳۹۶/۰۲/۱۰ ۱۰:۱۳:۳۳ - تعداد دفعات بازديد : ۱۵۸

ارباب خوبیها اباعبدالله الحسین علیه السلام

ولادت

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت علی وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه ای سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.
به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحی الهی , جبرئیل فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. چون علی برای تو به سان هارون برای موسی بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه کشت , و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.

                          

حسین (ع ) و پیامبر (ص )

از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت , به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند.
سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری , فرمود: حسن و حسین را, بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید.
ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که : رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی مامی آمد, وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامی اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم

حسین (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت , مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگی نگذرانید , جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند...
در تمام این مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد, و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهای جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.
به این ترتیب , از پدرش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبرپدرم فرود آی ....