۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ۲۲:۵۸:۱۷ - تعداد دفعات بازديد : ۱۱۸

بخوان... و پروردگار تو ارجمندترین کریمان است...

واژه بعثت، از ریشه بعث یعنی برانگیختن و برشوراندن کسی برای انجام کاری است و در اصطلاح بعثت یعنی خداوند کسانی را به پیامبری برمی انگیزد تا وحی الهی را به انسان ها برسانند و هدایت آنان را به سوی کمال شایسته انسانی در دست گیرند. (پژوهشکده تحقیقات اسلامی، ۱۳۸۶: ۱۶۰)

پیامبر(ص) در چهل سالگی پس از گذشت چهل سال از عام الفیل در روز دوشنبه ۲۷ رجب مبعوث به رسالت شد و با درخشش آیات وحی از افق غیب، جهان و جهانیان را روشن و منور ساخت.

شناخت درست یک واقعه و نعمت بزرگ و درک عظمت آن بدون شناخت بسترها و زمینه های ظهور و بروز و شرایط زمانی و جغرافیایی و انسانی آن، اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است. از این رو دریافت اهمیت بعثت پیامبر وقتی بهتر روشن می شود که اول شخصیت والای پیامبر اکرم ص و دوم اوضاع و شرایط پیش از بعثت را بشناسیم تا به خوبی دریابیم که بعثت پیامبر(ص) چه تحول و انقلابی در جهان پدید آورده است.

درباره عصر جاهلیت و حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی شبه جزیرة العرب پیش از بعثت پیامبر(ص) مطالعات و پژوهش های فراوانی از دیدگاههای مختلف تاریخی، جغرافیایی، جامعه شناسی، مردم شناسی و دینی و ... انجام شده و همه ابعاد آن کاویده شده است.(مجموعه ده جلدی المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، نوشته دکتر جواد علی، جامع ترین کتابی است که همه ابعاد زندگی مردمان پیش از بعثت را به تفصیل پرداخته است.

از امتیازات اسلام بر سایر ادیان و مذاهب آن است که همه پیش زمینه های تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی آن در قرآن کریم، نهج البلاغه و سایر منابع معتبر و کتاب های تاریخی و حدیثی و تاریخ مکتوب ثبت است.

قرآن، فضای پیش از بعثت را بسیار تاریک و تباه ترسیم کرده و آن را روزگار قتل و غارت، بی رحمی، زنده به گور کردن دختران، شیوع خرافات و اساطیر و افسانه ها و قصه های مبتذل و پرستش بت های بی شمار معرفی کرده و در تبیین شرایط و فضای آن عصر می فرماید:

و کنتم علی شَفا حُفرَة منَ النار فانقذکم منها...؛ و بر کنار پرتگاه آتش بودید که خداوند شما را از آن رهانید.(آل عمران، آیه ۱۰۳)

زیباترین تصویر از زمینه های بعثت را امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه ارائه می کند ومی فرماید:

پروردگار رسولش محمد(ص) را در هنگامه ای فرستاد که فاصله قطع رسالت های آسمانی و وحی الهی به درازا کشیده بود. مردمان در خواب بلند بی خبری فرو رفته و فتنه ها کمر به تباهی آفرینی بسته بودند، آتش جنگ ها زبانه می کشید دنیا تیره بود و پر فریب، خزان زده بود و یأس آفرین و بی برگ و بار، خشکسالی معنویت بود و قحطی حقیقت، نشانه های هدایت فرسوده و پرچم های گمراهی افراشته بود ... روزگاری بود میوه اش فتنه، خوراکش مردار و کسب و کارش آلوده، در دل ها هراس و در دست ها شمشیر.(خطبه ۸۹)

همچنین امام علی(ع) اوضاع دینی و فرهنگی و اجتماعی عصر پیش از بعثت را روزگار فترت و غیبت طولانی راهنمایان راه سعادت دانسته و در ترسیم آن می فرماید:

پیامبر(ص) هنگامی مبعوث شد که ادیان و مکاتب پرشمار و فرقه های گوناگونی از هر دین و مکتبی سر برآورده بودند.(محمد خاتم النبیین، ابوزهره، ج۱، ص۳۶. نهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۳۴)

در این شرایط اصلی ترین پیام دین؛ توحید و خداشناسی نیز به انحراف گراییده بود یهودیان خداوند را مختص قوم بنی اسرائیل می دانستند مسیحیان خدا را به زمین آورده و به صلیب آویخته و مجوسان به ثنویت گراییده بودند، شرک و بت پرستی در همه جا رواج داشت. شماری نیز به پرستش ستارگان و کواکب رو آورده به تناسب قدرت و قوت قوم و قبیله خویش ستاره ای بزرگ یا کوچک را می پرستیدند و بسیاری به انکار خدا و الحاد پناه برده بودند.

البته وضعیت اقتصادی آنان بهتر از اوضاع و شرایط دینی و اعتقادی آنان نبود. مغیرة بن شعبه، وضعیت اقتصادی عرب پیش از اسلام را برای یزدگرد پادشاه ایران چنین تشریح می کند:

چه کسی بدحال تر از ما بود؟ گرسنگی مان به گرسنگی شبیه نبود. خوراک ما سوسک و جُعل و عقرب و مار بود. کاشانه مان زمین پوشاک مان موی شتر و پشم گوسفند. قتل و تجاوز را دین خود ساخته بودیم. و دختران را از ترس تنگ دستی زنده به گور می کردیم.(البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج۷، ص۴۹.)

ابن خلدون جامعه شناس و تاریخ دان نامدار مسلمان، جامعه عرب جاهلی پیش از اسلام را چنین توصیف نموده است:

این قوم برحسب طبیعت، وحشی و یغماگر بودند و موجبات وحشی گری چنان در میان آنها استوار بود که خوی و سرشت آنان شده بود و از این خوی لذت می بردند ... پیداست چنین خوی و سرشتی با عمران و تمدن منافات دارد .

هر چه را در دست دیگران می یافتند می ربودند و تاراج می کردند و روزی آنان در پرتو نیزه ها فراهم می آمد و در ربودن اموال دیگران حد معینی قائل نبودند بلکه چشم ایشان به هر گونه ثروت یا ابزار زندگی می افتاد آن را غارت می کردند.( ترجمه مقدمه ابن خلدون، ج۱، ص۲۸۵ و ۲۸۶؛ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج۱، ص۵۲، چاپ هشتم.)

درست در چنین شرایطی محمد بن عبداللّه، به امر خداوند جهت نجات قوم خود مهیا شد. فردی که در شرافت تبار از دودمان بهترین پاکان و سلاله ابراهیم خلیل بود. قبل از بعثت هرگز گرد شرک و گناه نگشت. همواره بر آیین توحید استوار بود. در سفر تجاری که به شام داشت وقتی راهب نصرانی (بُحیرا) او را به لات و عزی، دو بت مشهور مکه سوگند داد، حضرت برآشفت و فرمود: «هرگز مرا به لات و عزی سوگند مده.(فروغ ابدیت، ج۱، ص۲۰۹.)

سال ها روزها و شب ها را به عبادت خدا و مطالعه و تفکر در آفرینش سپری کرد. بسیار پیش می آمد که محمد از مکه به عبادتگاهش در حرا پناه می برد و در غار حرا معتکف و به پرستش خدا و خودسازی به سر می برد و خود را آماده برداشتن بار سنگین رسالت می نمود. غرق اندیشه و تدبر در آفاق و انفس بود که در سکوت شب ۲۷ رجب صدایی گرم و گیرا دلنشین در فضا پیچید که «بخوان!» صدا دوباره تکرار شد «بخوان» این بار محمد(ص) گفت: من خواندن نمی دانم پاسخ شنید: «بخوان به نام پروردگارت که آدمی را از لخته خون آفرید.

بخوان و پروردگار تو ارجمندترین کریمان است. هم او که با قلم و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت.(علق، آیات ۱ تا ۵.)

به این ترتیب گلواژه های وحی بر اولین مخلوق نوری و آخرین پیامبرص فرود آمد.

هدف بعثت

هدف بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله ناظر به همه ابعاد زندگی مادی و معنوی انسان است و زندگی دنیوی انسان را هدایت و هرگونه دنیاگریزی را نفی می کند؛ زیرا هدف اصلی پیامبران، تأمین سعادت دنیوی و اخروی است و در چگونگی سازماندهی دنیای مردم، نقشی مؤثر و در تأمین حیات معنوی و نجات آخرتی آنها سهم بسزایی دارند برای تأیید این مطلب می توان به آیات و روایات استناد نمود.

اهداف بعثت پیامبر از نگاه آیات و روایات

خداوند، اهداف بلند و فایده های بی شماری را در ارسال پیام آوران برای شکوفا کردن بنیه علمی و عملی انسان در نظر گرفته است تا آنان را به «ملاقات خدا» (یعنی بالاترین مقام ممکن) ارتقاء بخشد. برخی از اهداف بعثت، که می شود گفت اهداف اعتقادی، عبادی، فردی، اجتماعی و غیره می باشد عبارتند از:

۱: خدا پرستی و پرهیز از طاغوت

از اهداف زیر بنایی و بنیادین بعثت انبیا علیهم السلام فراخوانی مردم به پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت و مظاهر آن است:

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیهِ الضَّلَالَةُ...». (نحل: ۳۶)

ما در هر امتی پیامبری برانگیختیم تا به آنان بگویند خدا را بپرستید و از پرستش غیر خدا (طاغوت) خودداری کنید گروهی هدایت یافتند و گروه دیگر (از طریق عناد و لجاج) شایسته ی گمراهی و ضلالت شدند...

حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام در تشریح این انگیزه می فرماید:

خداوند پیامبران را برانگیخت تا آنچه را که بندگان خدا درباره توحید و صفات خدا نمی دانند فرا گیرند و به ربوبیت و پروردگاری و یگانگی وی پس از انکار ایمان آورند. (نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳)

پس، معنای پرستش خدا و پرهیز و اجتناب از طاغوت، این است که جز عبادت خدای یکتا که معقول عقل نظر و مقبول عقل عمل است، پرستش دیگری منفی و باطل است. (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷۷)

۲: تعلیم کتاب و آموزش حکمت

در بخشی از آیات، هدف از بعثت پیامبران، آموزش کتاب آسمانی و حکمت معرفی شده است.و مقصود از کتاب،کتاب های آسمانی و مقصود از حکمت، آن دستورات حکیمانه است که ضامن سعادت انسان در دوجهان می باشد.

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِک وَیعَلِّمُهُمْ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَیزَکیهِمْ إِنَّک أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ» (بقره: ۱۲۹)

خدایا در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را برای آنان تلاوت کنند، و کتاب و حکمت را به آنان بیاموزند و آنان را پاکیزه نمایند حقا که تو عزیز (توانا) وحکیم هستی.

در آیه فوق پس از آنکه حضرت ابراهیم تقاضای ظهور پیامبر اسلام را می کنند، سه هدف برای بعثت او بیان می دارند: نخست تلاوت آیات خدا بر مردم، این جمله اشاره به بیدار ساختن اندیشه ها در پرتو آیات گیرا و جذاب و کوبنده ای است که از مجرای وحی بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شود و او به وسیله آن، ارواح خفته را بیدار می کند.

۳: برپایی عدل و قسط

در برخی از آیات و احادیث انگیزه بعثت پیامبران و فرو فرستادن کتاب های آسمانی، تحقق قسط در میان مردم بیان شده است؛ چنان که خداوند در این باره می فرماید:

«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...». (حدید: ۲۵)

ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنان کتاب و میزان فرو فرستادیم تا مردم، به قسط و عدل قیام کنند.

منظور از «بینات» و دلایل روشن، ادراکات عقلی و خردورزی های صحیح علمی و نیز معجزات و کرامات عملی است. همچنین مراد از «کتاب»، برخی از معارف و احکام و عقاید و اخلاق و سایر علوم است «میزان» و معیار صحیح نیز همراه معصوم است و هیچ میزانی، دقیق تر از سیره و روش و راه کار های معصومانه پیامبر صلی الله علیه و آله و پیشوایان دین علیهم السلام نیست. (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷۴)

جمله (لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) علت فرستادن پیامبران و نازل نمودن کتب آسمانی است که در آغاز آیه وارد شده است. گویی بسط قسط در جامعه یکی از اهداف اعزام پیامبران و انزال کتب آسمانی می باشد. (سبحانی، ۱۳۷۰: ج۱۰: ۴۴)

۴. نجات از تاریکی ها

رهایی از ظلمات و رسیدن به وادی نور، از اهداف بعثت است که در قرآن کریم به آن تصریح شده است:«... کتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَی صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ» (ابراهیم: ۱)؛ این کتاب را برای تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی ها به به سوی روشنایی، به فرمان پروردگارشان در آوری، به سوی خداوند شکست ناپذیر و ستوده.

۵. تکامل عقل

یکی از مهم ترین هدف از آموزش و پرورش مردم به دست پیامبران، تکامل عقلانی بشر است، از این رو باید عقل و دانش هر پیامبری، از عقل و دانش امّت وی بالاتر و برتر باشد:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: هدف از بعثت، تکمیل عقول بشر است: «وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً وَ لَا رَسُولًا حَتّی یسْتَکمِلَ الْعَقْلَ، وَ یکونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِیعِ أُمَّتِه »؛ (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱: ح۱۱: ۳۰)؛ خداوند، هیچ پیامبر و رسولی را جز بر تکمیل خرد، مبعوث نفرمود، و خرد او بالاتر از عقول امّت وی است.(جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷۳)

۶. تعالی اخلاق

رشد و تعالی اخلاقی و آداب اجتماعی، یکی دیگر از اهداف بعثت به شمار می آید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من برای تکمیل اصول و کرامت های اخلاقی مبعوث شدم: «اِنّما بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخْلاق» (طبرسی، ۱۴۱۲:۹)، در سایه این هدف متعالی سفارش و توصیه به رفتارهای اخلاقی از جمله: احسان به پدر و مادر، ادای حقّ وزن و پیمانه، عدالت در شهادت و داوری، وفا به عهد و پیمان، دوری از شرک، برپاداری حقّ ، عدالت ، تقوا و پاکی شکل می گیرد. (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۹۰ )

هدف رسمی بعثت، تزکیه نفس و تهذیب روح است و این غرض وزین، همواره با اصلاح اخلاق همراه است؛ به گونه ای که بخش مهم از ره آورد وحی را توصیه های اخلاقی تشکیل می دهد؛ زیرا اخلاق ستوده، هم پشتوانه قانون است و هم مکمّل و متمّم آن.

۷. داوری در اختلاف های مردم

مردم، امّتی یگانه بودند، پس خداوند پیامبران را بشارت دهنده و بیم دهنده برانگیخت و با آن کتاب خویش را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف می ورزند، داوری کند. (بقره: ۲۱۳)

آیه یاد شده، حاوی دو نکته اساسی است:۱. بشارت و انذار، که هر دو از اهداف بعثت است- چون تشویق و تنبیه، دو رکن عمده تربیت نفوس و تامین کننده سعادت آن هاست ۲. داوری از حق که بر اساس تعالیم کتاب های آسمانی، به ویژه قرآن حکیم است. (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷۶)

آیین های الهی، اهداف زیادی را از جمله تهذیب نفوس انسانی و رسانیدن انسان به مقام قرب الهی، تعقیب می کند، ولی مسلما یکی از مهمترین اهداف، رفع اختلافات بوده است؛ زیرا همیشه نژادها، قومیت ها، و زبان و مناطق جغرافیایی، عامل جدایی جوامع انسانی بوده است. چیزی که می تواند به عنوان یک حلقه اتصال، همه فرزندان آدم را از هر نژاد و زبان و قومیت و منطقه جغرافیایی به هم پیوند دهد، آیین های الهی است که تمام این مرزها را در هم می شکند و همه انسانها را زیر یک پرچم جمع می کند که نمونه آن را در مراسم عبادی سیاسی حج می توان مشاهده کرد.(مکارم شیرازی، ج۲: ۱۱۹)

۸. یاد آوری نعمت ها

خدای سبحان در آیات متعددی، یادآوری نعمت های الهی را جزو دستورهای انبیاء قرار داده است؛ مانند:

یک. «... وَاذْکرُوا إِذْ جَعَلَکمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَکمْ فِی الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْکرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ» (اعراف: ۶۹)؛ به یاد آورید زمانی را که خداوند، شما را بعد از قوم نوح، جانشنان آنان قرار داد و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس، نعمت های خداوند را به یادآورد؛ باشد که رستگار شوید.

دو. «... فَاذْکرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ» (اعراف: ۷۴)؛ نعمت های خدا را یاد آورید و در زمین، سر به فساد بر مدارید.

بازگو کردن هدف بعثت، گاهی به این است که مستقیماً مطلبی به عنوان غرض اساسی رسالت قرار گیرد، و زمانی به این است که ضمن بررسی برنامه های مبعوثان، مطلبی به عنوان وظیفه اصیل و دستور رسمی آنان مطرح شود و جریان یادآوری نعمت های الهی از قبیل دوم است. (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷۸)

۹. آزادی انسان

بهترین ره آورد پیامبران، نشر حرّیت و ترویج آزادی، بویژه آزادی فرهنگی است که ترقّی جامعه در گرو آن است. قرآن کریم درباره ره آورد آزادی می فرماید: (الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنْ الْمُنکرِ وَیحِلُّ لَهُمْ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمْ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِک هُمْ الْمُفْلِحُونَ؛ آنان که از این فرستاده مکتب ندیده که نام او را در تورات و انجیل نوشته می یابند، پیروی می کنند؛ همان پیامبری که آنان را به کار پسندیده فرمان می دهد و از کار ناپسند باز می دارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال، و چیزهای ناپاک را حرام می کند و از دوش آنان قید و بندهایی را که برایشان بوده استْ بر می دارد. پس آنان که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاری اش کردند و از نوری که با او نازل شده استْ پیروی کردند، آنان همان رستگارانند». (اعراف: ۱۵۷)

مبعوث شدگان از سوی خداوند، بسان مدعیان دروغین نبوت و رسالت که هدف به زنجیر کشیدن توده های مردم و استعمار و استثمار آنهاست، نیستند آنها نه تنها بندی بر آنها نمی گذارند، بلکه بارها را از دوش آنان بر می دارند، و غل و زنجیرهایی را که بر دست و پا و گردنشان سنگینی می کرد، می شکنند. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ج۶: ۳۹۸)

پیامبر اکرم ص در کلام اندیشمندان

اِمیل بِرنامکام: از نویسندگان فرانسوی مشهور قرن ۱۹ (۱۸۵۷ـ۱۹۲۴) در کتاب شرق و اسلام می نویسد: «من می خواهم محمّد را به قدری که در کتاب ها درباره او خوانده و شناخته ام و در روحیات زنده پیروانش دیده ام، تا آن جا که امکان دارد به شکلی مجسم کنم که مطابق با واقع باشد» سپس می گوید: «محمّد با اعتماد به نفس پرورش یافت. کارهای بزرگ و کوچک را با نیروی اندیشه خویش انجام می داد و در راه تلاش معاشْ با جهد و کوشش، عرق جبین می ریخت؛ زیرا او ثروتی نداشت که رنج کسب معاش را برطرف کند. سرمایه او هنگام جوانی اش صداقت، امانت، پاکی و خلوص او بود. این ها نیز به خدا سوگند، بهترین و گران بهاترین ثروت هاست.

ولتر: دانشمند و نویسنده متفکر مشهور فرانسه (۱۶۹۴ ـ ۱۷۷۹ میلادى) مى نویسد: ((محمد بى گمان مردى بسیار بزرگ بود, و مردانى بزرگ را نیز در دامن فضل و کمال خویش پرورش داد. او قانونگذارى خردمند, جهانگشایى توانا, رهبرى دادگستر, پیامبرى پاک و پارسا بود, و بزرگترین انقلابهاى روى زمین را پدید آورد.

نیز مى نویسد: آیین محمد(ص) هرگز تمایلات شهوانى را رواج نداد, محمد(ص) قانونگذارى خردمند بود که مى خواست بشریت را از بدبختى و جهل و فساد رهایى بخشد, او تإمین منافع همه مردم روى زمین, از زن و مرد, کوچک و بزرگ, خردمند و بى خرد, سیاه و سفید, زرد و سرخ را در نظر گرفت.(الشع والشعرا، ابن قتیبه، ص۲۳۴).

ارسال نظرات کاربر :
* نام و نام خانوادگي :
* پست الكترونيك :
*نظر شما :