۱۳۹۵/۰۴/۲۷ ۱۰:۵۵:۳۵ - تعداد دفعات بازديد : ۲۴۲۲

بوی غربت جوان امام غریب ایرانی ها می آید

بسم رب الحسین


از دور دو گنبد کنار یکدیگر چشم ها را می رباید.محو تماشا میشوی.کوچه پس کوچه ها را رد میکنی و می رسی به خیابان روبروی حرم.صدای عکاسان از هر سو برای گرفتن عکس شنیده میشود.به باب المراد که می رسی حالت غریبی داری.وارد می شوی و خود را به ضریح می رسانی.بوی غربت بر مشام می رسد.بوی غربت جوان امام غریب ایرانی ها.

زوارها زیاد هستند ولی نه به زیادی زوار آقا اباعبدلله.کسی در گوشه ای مشغول مناجات با خدای خویش است و دیگری مشغول نماز و .....

حتی اینجا کبوترها هم رفت و آمد دارند.قربان غربت شما آقا جان.یاد پدر بزرگوارتان که در مشهد است می افتم.

هر خادمی با اخلاق خوبی همگی را تحویل می گیرد.

لحظه وداع لحظه سختی است ولی

«دست خالی برنمی گردم این دیگه یه اعتقاده       آخه من اذن دخولم فقط از باب المراده»

علی بیکی اعزامی کاروان ۵/۷/۹۴ خراسان جنوبی